تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۳۱ | ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

لطفا نظر بدین و بگین نفر قبلیتون رو به چی

تبدیل میکردین اگه یه عصای جادویی داشتین؟

اولیش خودم هستم برا این نظر گذاشتم.



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٤ | ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

به نظرتون با هزار تومن میشه چیکار کرد؟

 

تاکسی سوار شد_سی دی پلیستیشن خرید_

4 تا بستنی خرید_ مجله خرید_صدقه داد_نون

خرید_ماست خرید_ابنبات خرید_حشره کش

خرید_کتاب خرید_سینما رفت_جوراب

خرید_...._شما دیگه چی فکر میکنید میشه

خرید؟ لطفا نظر بدید و بگید.

 

 

 





تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٢ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

این تصویر خیلی  با مزه است اول

خوب به تصویر نگاه کنید بعد ۵ الی ٨

قدم  فاصله بگیرید از مانیتور اتفاق

عجیبی میوفتد  اگه متوجه نشدید

توضیح  خودش رو بخونید

   



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢۱ | ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

عکس جنجالی از ممصطفی زمانی

 

 

 

قبل از ازدواج :

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
دختر: منو می‌بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می‌زنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!
.



.



.




بعد از ازدواج :







کاری نداره از پایین به بالا بخون متن قبلی رو



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۱٧ | ٦:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

سلام من چند تا جوک گذاشتم براتون خدا کنه خوشتون بیاد دوستان

به غضنفر می گن حالت چطوره؟ می گه تازه موکتش کردم

لره با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم اینقدر نزدیکه با ماشین میومدیم

 

 

یه ترکهمیره شکار خرگوش، صدای هویج در میار

یارو یه سیاهپوست را دید و بهش گفت: آقا ببخشین شما شب هستین؟ سیاهپوسته گفت: نه! یارو با خودش گفت: آهان پس برقت رفته

 

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۱٦ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

عکس سیاوش خیرابی با خانوده و  عکس شاهرخ استخریه جدیددر ادامه مطلب



next
تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۱٦ | ٥:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

شما هم حتما تا به حالا با گدا های مختلف بر خورد کردین اما من اینجا ٢ نمونشو براتون اوردم

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۱٦ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

ریتم زندگی ات را درست بنواز چون اگر ان را غلط بنوازی دیگر زندگی نیستمشغول تلفن

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۱٦ | ٢:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

مقصد نهایی ۴ هم مثل قسمت ١و ٢و٣ به رابطه با مقصد نهایی هر انسان یعنی مرگ  است و تازه ٣ بعدی هم هست

    



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۱٢ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

شب قدر رفتین دعا کردین برا مااااااا؟؟

شب قدر چقدر خوش میگذره با یه عالمه ادم میشینیم تا صبح دعا می خونیم. 

      



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٥ | ٦:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

گاهی زندگی آنطور که

ما میخواهیم پیش

نمی رود

 

عکس فانتزی

 

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٥ | ٥:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” .

چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم!”

^$^$^$^$^$^$^$^$^$^$^$^$^$^$^$^

 

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٥ | ٤:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

سریالlostچه باحاله اقا ما تا قسمت 4 دیدیم عاشقش شدیم شما دیدین ولی خیلی باحاله ها خودمونیم