تاريخ : ۱۳٩٢/۱/۱٧ | ٥:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

ثَل ل ل ل ل ل آم


 

خوبین!؟

 

باو مَگه نباید همه ی مطالب توی وبا

مال خود ادما باشه!؟

 

ما حسرت به دل موندیم یه مطلب جدید ببینیمو بخونیم

 

خــــآکـــــ تو صورتمون تو معده و لوزالمعدمون

 

امروز رفتیم مدرسه

ب جون خودتون اصلا قصد اذیت کردن معلماو نداشتما!!

پش سریم محدثه غش کرد(مثلا)

 

منو میگفتی!واااااااایییی خانووووووم بیایین

 

سر  زنگ ادبیاتـــ

 

جیغ و دادمون هوارو برداشته بود

 

معلما اومده بودن میگفتن کیه!چیه!؟چتونه؟!

 

اخرش انقدر خندیدیمــ

 

حَد نداشتـــ

 

بعدشم که رفتیم زیر بارونــ

 

وایـــــ

 

هوا هوای...

 

زشته حَنآ ی بی ادب

 

بعدشم که ورزش داشتیمــ

 

خشتکم خدا بیامرز

 

زن خوبی بود...

 

زیپ سوییشرت یکی از بچه ها هم پاره شد

 

Walking Garbage Canخیلی بد بود.Walking Garbage Can.

 

داشتم میپریدم که توپو بزنم(داشتیم والی بال بازی میکردیم)

 

که یهو شقـــــــــیکی خورد بهمو دیگه چیزی نفهمیدم

 

چشامو باز کردم گفتم:مَن جام

 

ببخشید

اشتب شد

 

ن باو

میترا خورد بهم و ترقی افتادم رو زمینای خیـــُس

4_14_6.gif

وآی خیلی بد بود

 

شلوارمم برا ابجیم بود

 

به مَن چه

 

اتاق من شده اتاق پرو هر کی از راه میرسه میاد تو اتاق من شروع میکنه به لباس عوض کردن

 

ب مَن رَبطی داره؟ن دیگه شما بگین

36_6_12.gifسر زنگ دینی36_6_12.gif

با پام  ممث کرمو ها صندلی جلوییمو حول میدادم

بر میگشت چیزی بگه میگفتم تخمه نخور یاسی خانوم

میترا (بغل دستیم)چپ چپ نگاه میکرد

میگفتم:آخه مدرسه جای اوردن فلاسک چاییه؟

یهو شیما از پشت داد زد پس این چایی ما چی شد؟

گفتم اوردم اوردم آقــــآ داد نزنین ما زندگیــ دآریمآ

یجوری از رو صندلی پشت حولم داد که با کمر خوردم زمین

10_1_137.gifنامرد نا لوتیــ10_1_137.gif

منم تا اخر زنگ زیر میز بودم

داشتم میخندیدم و ناهارمو که مامان ژونیم

برام گذاشترو میخوردم

کوکو سیبزمینی

دیدی بارون چ خوشیل داره میاد!؟دوسمش دارم

اه چ لوس و ننر

 

بسه دیگه

 

کاری باری؟

 

بابایـــ

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱/۸ | ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

 

 

 

 

 

I NEED TO SEE YOU



تاريخ : ۱۳٩٢/۱/۸ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه

سلام به همه دوستای خودم!!!کدوم دوست؟!؟!؟؟؟!!!انئدر نیومدم که دیگه واقعا نمیدونم چ خبره اینجاها!!!

با مایی یا که جدا شدی!؟؟!؟!؟؟!

 

 

اوه...

تقصیر هندفریس که با پولای عیدیم خریدمه

صداش بلنده....موجی میشم

 

هــــــ

 

خوب شد یادم انداختین

 

رفتن تا علاادین اومد کلا این فامیلایی که اومن و من دیدموشون 5 نفر بودن اونم که در سطح زیر خط فقر کارد بخوره به اون شیکمشون هیلی هم شیرینی میخورن

 

حالا من یه تعارف کردما!!!!

 

 

نمیدونین که کلا 80عیدی دادن و من هم گر فتم رفتم یه رم 16 خریدم  با یه هندفری

 

هــــــــــــــــــــــِ

از در اومد تو خونمون

 

مامانم:هییییییییییییییییییییییییین««« نگو که با پ.ل عیدیت اینارو خریدی..

 

بابام:نه بدون اجازه شما ک نمیخره

 

ابجیم:حنآ!!!یعنی چ!!!من میخواستمش مگه قرار نبود امسسال بدیش به من عیدیاتو!!!

 

من یادم نیس همچین قولی داده باشم

 

مامانم:هیــــــــــــــــــن پس خریدی!؟؟!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟1

 

من:باو به خدا پولای عرق خودمه کی اگه من نبودم این همه مهمون رو اب و دون میداد

بهشون نه من میهخوام بدونم کی!؟؟!؟!؟!؟

 

بابام:بچه پول شهریه مد رستو حد اقل با این پول یک دهمشو میدادی ای خدا دیووونم کردی  برو بینیم اینارو پس میدی بدون اینا بر میگردیا فهمیدی چی بهت گفتم؟!؟!؟!؟!؟

 

من:به جون خودم اینا اصلا..

 

مامانم:هنوز پول اون لیوانیو که شیکستیو ندادی رفتی فکر قر و فرتی...

 

من:مامان جان رژ لب که نخریدم مِموری کارته لازم داشتم آهنگام تا کی وسط pcباشه!؟؟!؟!؟؟!؟!

 

ایــــــــ ببین این بچه چجوری مارو بدبخت کرده ها!!!!!!!!1

 

منم جیــــــــــــــــــــــــــــــــــغ زدم اومدم تو اتاقم

 

خوشم میاد به مین نرسیده میان منت کشی همه با هم دسته جمعی و گله ای...

 

بی صفا نداره خونه...

 

اخم نکن اخماتو دوس نداره بابایی

 

ابجی گلم میشه یکم از رمت استفائه کنم جا ندارم تو  که خیلی خوفی...

 

 

ذندگی ماست دیگه

 

سر در هوا دم در زمین

 

نمیدونم خدا صبرم بده

 

آها

راستی عید شده

 

عیدتون مبارکـــ

 

اصلا هواسم نبود

 

مهم نیس مهم دله

 

فعلا

byebye