سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

 

چطور مطورینننننن؟

 

خوفیننننن

 

واااای دیروز رفته بودیم با مامی بریم فرش فروشیه عموی مامی

 

که تو میدون امام حسین بودد.

 

منو و  مامی با هم رفتیم

 

چشمتون روز بد نبینه 60 بار دور میدون زدیم تا پیدا کردیم

نایت اسکین

مامی پاش رو گاز بود  ما نقشه نگا میکردیم

 

هر چی میگفتیم بابا از یه نفر بپرس

 

نمی پرسیدیم که

 

مامانم جلوی یه سوپر مارکت نگه داشت گفت حنا برو بپرس ب

 

بینیم اینجا کجاس ما کییم؟ گفتم:خودت برو بپرسسسس

 

مامانم:برو دیگههههه

 

گفتم مامی بیا از این آقا هه بپرسیم

 

با هم گفتیم:آقا ببخشید

 

60 نفر برگشتن نگاه کردن که آدرس بهمون بدن

 

بالا خره یه جوری پیدا کردیم آدرسو

 

از پلاک 500 رفتیم رسیدیم به پلاک 126

 

رفتیم تو مغازه دیدیم وااای چه فرشای خوشگلی

 

 

یه فرش خوشگل انتخاب کردیم گذاشتیم رو بار بند ماشین و

 

رفتیم خونه

 

هنو نرسیده بودیم گفتم مامی ببینیم فرشه هست؟

 

گفت ببین

 

از شیشه کلمو کردم بیرون رو بار بندو نگاه کردم دیدم بله خدارو

 

شکر هست

 

رسیدیم خونه بابامو صدا کردیمو با هم منو بابا سر فرشو گرفتیم

 

مامی هم خودشو باد زد

 

امروزم میریم مسافرت خونه ی خالم برای  افطاار دو رو زی

 

نیستم

 

کاری باری؟

 

ندارین؟

 

پس بابااااای



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۳ | ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه | نظرات ()