سسسسسسسسسسسسسسلاااااامممممنایت اسکین

 

چچهههه خخخبراااااا؟

 

خوبییییییییییییین؟؟؟؟؟؟

تا همین الان مدرسه بودم نایت اسکین

 

معلما هم تا میتونن دارن درس میدن

 

خودشونو خفه کردن

 

ححححال میکنم وقتی میبینم معلمامون جیغو داد میکنننایت اسکین

 

اوندفعه مسئله پای تخته رو حل کردم

 

درست حل کردم معلم ریاضیمون گفت آفرین حنانه

 

تو راه برگشتن گفتم:دس نمیزنین برام؟

 

مینا:دسسسسسسسسسسس

 

صدف: دس دسسسسسسسسسسس

 

یاسی:اهااااااااااا اهااااااااااااااااا

 

هانی:کار خاصی نمیکرد فقط داش میزد رو میز

نایت اسکین

 

میگفت:اها هااهااااااااا

 

معلم ریاضی:بسهه بچه ها

 

بچه هامون دس ور نمیداشتن

 

معلم ریاضی:مگه با شما نیستممم؟

 

من:نه مگه با مااین؟دستا شلهههههههههه

معلم ریاضیمون یهو تتتقق محکم زد رو میز گفت ساکت ببینم

 

ما که عمرااااااااااااااا مگه اوسکولیم؟

 

رفت ناظم رو اورد

 

تا شیرین کار اومد تو همه ساکتتتت:برررررپپپپپاااااا

 

معمل ریاضی:حنانه اینا خانوم شیرینکار

 

حنانه همه این اتیشارو سوزونده

نایت اسکین

من:نایت اسکین

 

صدف:خانوم شیرینکار خانوم تیموری(معلم ریاضی)هم حنا رو زد

 

یاسی:آره خانومم منم دیدمش که زدددش

 

شیما:آرههه آره خانوممممم

 

 شیرینکار:بسه بچه ها ببخشید وقتتونو گرفتم

 

تیموری:وا؟من کی زدمش؟

 

من:خانوم درسمون عقب میمونه ها

 

یاسی:به مامانم میگم زنگ بزنه مدرسه خیلی دیر درس میدین

 

دختر خاله ی من هم سنه منه میگه...

 

تیموری:باشه درس میدیم

 

باز وسط کلاس خندمون گرفت

 

تیموری:هر کی نمیخواهد گوش بده بفرمایید بیروون

 

من:بچه ها بریم

 

صدف:یاسی خوراکی منو از تو کیفم میدی؟

 

یاسی:آره ببیا

 

شیما:حنا بدو

 

من:اوومدممممممم

 

تیموری:ببشین ببینم کجااا؟

 

همه باهم:مگه نگفتین درس گوش نمیدین برین؟

 

تیموری:شما که گوش میدین؟نمیدین؟(میدونست اگه بریم بیرون

 

مخ شیرینکارو کار میگیریم دوباره میاد یه چیزی بهش میگه)

 

من:بریم خانومم؟

 

صدف: بریم؟

 

بفرمایید سر جاهاتونننننن

 

دیگه مث بچخ مثبتا درسو گوش دادیم

 

گناه داشت معلممون دلمون براش سوخت

 

آها ییه خبر این بازیگر سریال پرستاران خو کشی کرد

 

این...

 

 

شناختیییییین؟

 

رفته یه هتل یه اتاق اجاره کرده تو طبقه 25 بعدش خودشو از

 

اون بالا شووت کرده پاااییین

 

آخخخخخییییی

 

دیگه همین دیگه

 

کاری باری؟

 

ندارین؟

 

پ بابااااااااااای



تاريخ : ۱۳٩٠/٧/۱۱ | ٤:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه | نظرات ()