سسسسسسسسسسسسسسسلااامممممم

 

امرووز اومدم براتون یه روز زندگی نسبتا غمنااکک بذارمو برم

Trooper Pumping Gas

 

تو مدرسمون دیروز کلی اتفاقا افتاد که مامانمو کلی عصبی کرد

 

اینم منم:

 

بدبختی از اینبیشتر میشه که یکی فلش بندازه تو کیف ادم اونم پره

 

عکس و فیلم آخه بابااا اگه من بودم که نمیذاشتم تو کیفم اونم

 

تازه تو جیب اصلیش یکم فک میکردن میفهمیدنRolling Pin

 

سر کلاس که بودم یهو خانوم صدیق صدام کرد تو دفتر

 

بهم گفت که فلش اوردم مدرسه.!!!

 

من:خانوممم به خدا من نیاوردم اصلا

 

نمیدونم این فلشه برا کی هسسست

 

اونا هم اشکمو در اوردن هم گفتن 2 نمره از انظباتت کم میشه

 

هم گفتن 2 روز از مدرسه اخراجی

 

صدیق:به مامانت که زنگ زدم گفتم کب کرده بود..

 

هم تو این فک بودم چطوری برم خونه؟!؟

 

ولی مامانمم قبول کرد که کار من نبوده

 

و گفت دیگه نمیذارم بری اون مدرسه منم گفتم منم دیگه نمیرم

 

مامانم هم زنگ زد به اون دوستش که تو آموزش پرورشه و مدرسه

 

خوب سراغ گرفت.

 

ااوون هم یه مدرسه که بهمون نزدیکرو گفت

 

امروز که 2 شنبه باشه من تو خونه ام و بیکارم

 

ساعت هم 12 است

 

دیشب تا صبح داشتم گریه میکردمConsole

 

وقتی زنگ زدم به مامانم:

 

من:سلام مامانی

 

مامانم:سلااام حنا خوبی؟

 

من:هییی بد نیستم.چی شد مامان رفتی مدرسه؟

 

مامانم:اره بابااا گفت خیلیاا از مدرسه شما فرار کردن رفتن اونجا

 

خانومه میگفت تو زهرا سادات رو میشناسی آره؟

 

من:اااا ارهه مگه اون دیوونه رفته اوونجاا؟؟؟

 

مامانم:اره مدیرتون هم ناظم قبلیتونه

 

اینو که شنیدم میخواستم بااال در بیارم برم هواا

 

با برف سال دیگه بیام پایین.

 

من:واااای مامان رااست میگییییِ؟؟؟؟؟

 

مامانم:تازه گفتن یه جای خالی هم برا مشهد داریم منم گفتم

 

اسم حنانه رو بنویسید.خانوم قدیرزاده(ناظم گذشته و مدیر آینده)

 

گفت دلش برات تنگ شده خیلی دوست داشت ببینتت.

 

میگفت سره یه چیز الکی اخراجش کردن.انگار هاشمی صداش

 

کرده بوده گفته بوده چقدر به پدر مادر ها احترام میذاری!؟!اینارو

الاغ(

 

فرض کن اینم گفته نمیتونم اینا هم اخراجش کردن.

 

واقعا برا خودم متاسف شدم وقتی اینو شنیدم

 

مامانم:اره دیگه الاغن(بلا تسبتتون)3میلیون میدن

 

بچشونو میذارن اینجا تو مدرسه خراب شده.

 

خدایی منم خوشحالم ولی دوستامو ندیدم خدافظی هم نکردم.

 

فردا میریم مدرسه هم خدافظی میکنم هم پروندمو میگیرم.

 

Hanging  خیلی دوستون دارم

 

بابااای



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ | ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه | نظرات ()