ثَل ل ل ل ل ل آم


 

خوبین!؟

 

باو مَگه نباید همه ی مطالب توی وبا

مال خود ادما باشه!؟

 

ما حسرت به دل موندیم یه مطلب جدید ببینیمو بخونیم

 

خــــآکـــــ تو صورتمون تو معده و لوزالمعدمون

 

امروز رفتیم مدرسه

ب جون خودتون اصلا قصد اذیت کردن معلماو نداشتما!!

پش سریم محدثه غش کرد(مثلا)

 

منو میگفتی!واااااااایییی خانووووووم بیایین

 

سر  زنگ ادبیاتـــ

 

جیغ و دادمون هوارو برداشته بود

 

معلما اومده بودن میگفتن کیه!چیه!؟چتونه؟!

 

اخرش انقدر خندیدیمــ

 

حَد نداشتـــ

 

بعدشم که رفتیم زیر بارونــ

 

وایـــــ

 

هوا هوای...

 

زشته حَنآ ی بی ادب

 

بعدشم که ورزش داشتیمــ

 

خشتکم خدا بیامرز

 

زن خوبی بود...

 

زیپ سوییشرت یکی از بچه ها هم پاره شد

 

Walking Garbage Canخیلی بد بود.Walking Garbage Can.

 

داشتم میپریدم که توپو بزنم(داشتیم والی بال بازی میکردیم)

 

که یهو شقـــــــــیکی خورد بهمو دیگه چیزی نفهمیدم

 

چشامو باز کردم گفتم:مَن جام

 

ببخشید

اشتب شد

 

ن باو

میترا خورد بهم و ترقی افتادم رو زمینای خیـــُس

4_14_6.gif

وآی خیلی بد بود

 

شلوارمم برا ابجیم بود

 

به مَن چه

 

اتاق من شده اتاق پرو هر کی از راه میرسه میاد تو اتاق من شروع میکنه به لباس عوض کردن

 

ب مَن رَبطی داره؟ن دیگه شما بگین

36_6_12.gifسر زنگ دینی36_6_12.gif

با پام  ممث کرمو ها صندلی جلوییمو حول میدادم

بر میگشت چیزی بگه میگفتم تخمه نخور یاسی خانوم

میترا (بغل دستیم)چپ چپ نگاه میکرد

میگفتم:آخه مدرسه جای اوردن فلاسک چاییه؟

یهو شیما از پشت داد زد پس این چایی ما چی شد؟

گفتم اوردم اوردم آقــــآ داد نزنین ما زندگیــ دآریمآ

یجوری از رو صندلی پشت حولم داد که با کمر خوردم زمین

10_1_137.gifنامرد نا لوتیــ10_1_137.gif

منم تا اخر زنگ زیر میز بودم

داشتم میخندیدم و ناهارمو که مامان ژونیم

برام گذاشترو میخوردم

کوکو سیبزمینی

دیدی بارون چ خوشیل داره میاد!؟دوسمش دارم

اه چ لوس و ننر

 

بسه دیگه

 

کاری باری؟

 

بابایـــ

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱/۱٧ | ٥:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه | نظرات ()