من دیشب  داشتم میرفتم اشغالا رو

دم در بزارم که یه هو یه چیزی دیدم

که برق میزنه. بعد گفتم لابد یه 

چیزه براقه. بعد یهو ان شیا تکون

خرد. من ترسیدم و می خواستم

جیغ بزنم که ان شیا توی نور امد و

دیدم بله دیدم ی گربه است .نیشخندقهقهه

 

  



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱۸ | ٧:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : حـ ـنآنـ ـه | نظرات ()