بستنی

 بستنی.

در ایران بستنی هایی به چشم می خورد که مانند برج ایفل بلند مانند برج پیزا کج هستند حال به یک گزارش گوش دهید

گزارشگر:من الان در کنار یک بستنی فروشی هستم به مکالمه ی یک مامان و پسر گوش دهید

مادر:پسرم این بستنی رو بگیر بگیر بگیر دیگه پسر:مرسی مامان     وای چقدر سنگینه      پوف ماماااااااان بسنیم کو بدش

 مادر:وا وا بچه چرا بستنیتو انداختیییی الاباخ ...

 

در روزگاری که بستنی با شکلات به گرانی امروز نبود ، پسر 10 ساله ای وارد بستنی فروشی هتلی شد و پشت میز نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت .

 

پسر پرسید : بستنی با شکلات چند است ؟ 

خدمتکار گفت : 50 سنت . 

پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید :

 

بستنی خالی چند است ؟

 

خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عده ای بیرون بستنی فروشی منتظر خالی شدن میز ایستاده بودند ، با بی حوصلگی گفت :

 

35 سنت . 

پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت : 

لطفا برای من یک بستنی بیاورید .

 

خدمتکار یک بستنی آورد و صورت حساب را نیز روی میز گذاشت و رفت . پسر بستنی رو تمام کرد ، صورت حساب را برداشت و پولش را به صندوق دار پرداخت و رفت . هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت . گریه اش گرفت . پسر بچه روی میز در کنار بشقاب خالی ، 15 سنت برای او انعام گذاشته بود . 

یعنی او با پول هایش می توانست بستنی با شکلات بخورد اما چون پولی برای انعام دادنش باقی نمی ماند ، این کار را نکرده بود و بستنی خالی خورده بود

/ 1 نظر / 81 بازدید
مرد آبادانی

ای آبادان پر بلا! گلهای پرپرت کو؟ یاران رهبرت کو؟ http://abadanman.persianblog.ir/ http://abadanman.webphoto.ir/ http://abadanman.blogspot.com/