دلم براتون کوچولو شده بود

سسسسسسسسسسسسسسلااااام

 

چطورین؟

 

خوبین لم براتون یه ذره شده بود

 

 

خیلی کوچولوی کوچولو

 

از دوستام(سعییید_سپیده_منصور_مائده جونم_آلا جونم)ممنونم

 

مرسی

 

چن وقتی نبودم ولی الان که اومدم با دست پر اومدم

 

رفتیم اوشوم فشم دیدیم چههه خوشگلههههه

 

ویو رو حال کن.

 

 

رفتم نشستم اون لب رو به پرتگاه

 

انقدر ناجور بود هرر کی رد میشد عین دیوونه ها بهم نگا میکرد

 

 

یه نگا مینداخت پایین یه نگا ممینداخت به من

 

یه پسر اومد رد شه بهم گفت خدا شفات بده

 

ههههههه

 

نشسته بودم دیدم یه دختره اومد تو 1 متری من نشست

 

گفت:خیلی خوشگله هاااا

 

گفتم:آره خوب معلومه

 

گفت:اسمت چیه؟

 

گفتم:حنا یعنی حنانه

 

گفت:ااا؟اسم منم حنانس

 

گفتم:راس میگی؟

 

گفت: تو خونه بهت میگن حنا؟

 

گفتم:آره

 

یهو زد زیر خنده

 

من:چتهههههه؟

 

گفت:مگه مرغی بهت میگن حنا؟

 

گفتم:نمیدونم شایدد

 

هههههههه

 

داداشش از فرسنگ ها اون ور تر:حنا اسمو داشه باش

 

من:چپ چپ نگاش کردم

 

گفت:چیه حالا بی جنبههههه

 

من:بازم چپ چپ نگاش کردم

 

گفت:خیله خوب بابا میگن با شما ها نمیشه شوخی کرد

 

من:مگه من چی گفتم؟

 

حنانه:راس میگه محمد مگه چی بهت گفت؟

 

در حالی که زبونش بند اومده بود گفت:هیچی چپ چپ نگا

 

میکنه.

 

منو حنانه:هههههه هههههههه هههههه

 

 

حنانه:محمد خیلی ترسویی.

 

البته من نگفتمااا اون یکی حنانه گفت

 

گفتم:حنانه ها محاصره کردن.

 

 

خلاصه بعدشم با خواهرم رفتیم کوه و این عکس

 

هنری رو انداختیم ببینید

 

البته اینجا سایه ی دستم گنده شده هاااا

 

 

بعدشم رفتیم رستوران اینم غذا ها

 

 

همه ی اینا شد 30 هزاااار تومن خجالتمنمیکشننن چه خبرههه؟

 

یه آقاهه جلو در بود من هزار بار رفتم تو رستوران اومدم تو اینم

 

هر بار من میومدم بلند میشد میگفت سلام خوش اومدین.

 

میگفتم:بابا من یه بار خوش اومدم.

 

اونجا چند تا تاپ و سر سره س خلوت پیدا کردیم با خواهرم

 

ریختیم سر تاپ سرسره ها خیلی

 

 باحال بود یاد بچگیامون کردیم

 

دوستای خوشگلم خوندین؟

 

خوشتون نیومد؟

 

میدونم

 

خیلی بد نوشتم

آخهه یه عالمه نوشته بودم بعد یهو همش پاک شد

 

دیگه کاری باری؟

 

ندارین؟

پ باباااااای

/ 34 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

سلام برای چی خجالت بکشم؟؟؟[ابرو] درست حرف بزن حنانه خیلی بد میحرفیا[عصبانی] خودتی[عصبانی][شیشکی] منم اگ بخوام مثه تو حرف بزنم سرخ میشیا[خجالت][شوخی] 6سال؟!!؟ اصلا 6ماه میشه که تورو میشناسم؟!؟؟![متفکر][ابرو] دارم

حسین

در ضمن نوشتی خوبین لم براتون... د رو خوردی

حسین

مجید جان دلبندم اوشون فشم نه اوشوم...

حسین

30000ت که خوب گرفته برو رستوران گردون برج میلاد بهت میگم قیمت غذا یعنی چی...

حسین

غذاش عالیه free menu ولی 270,000 تومان تازه الان فکر کنم گرون شده...

حسین

دفه ی قبل هم اومدی هرچی دلت خواست گفتی بعد گفتی ببخش اشتباه شد این دفه هم میای همین حرفو میزنی دیگه... ولی اینبار بهم فحش بدی کاری میکنم که تو بلاگفا سینه خیز بری

حسین

سلام نظرتو ببین: تو خجالت نمیکشی؟ نه واقعا دارم میگم خجاللللت نمیکشی؟ انقدر بیشعوری؟ من باید بیام بهت سر بزنم؟ 6ساله اصلا رنگ وب مارو دیدی؟ بی مرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام باری نداری؟ اگه داری بده وانت چیه خودمون برات میارییییییییییم نداری؟ پ باباااااااااااااااااااااااای اینو تو نوشتی برام برای من سن توی این وبلاگ مهم نیست من با 20ساله هاشم دوستانه حرف میزنم ولی تو 13سالته و با من اینجوری حرف میزنی واست بد تموم میشه... این بار دومت بود... حالا اکشالی نداره دفه ی سوم اگه منو با یه حسین دیگه اشتباه بگیری میام برات نظر میذارم[نیشخند]

حسین

نگاه کن کفر منو درمیاری دیگه خدا تورو شفا بده که آلزایمر داری هی منو با یه حسین دیگه اشتباه میگری نظرتو برات فرستادم دیگه بخون میفهمی بهم چی گفتی

حنا

لیمو نخور ترش کنی منو فرامووووووش کنی بادکنک بخور باد کنی همش منو یاد کنی [خنده][چشمک][نیشخند][بوسه][قلب][گل][رضایت]